75*

یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی ! 

زیر قیمت می فروشم ، مشتری دارد کسی؟ 


با شما ارزان حسابش می کنم ، لطفا بخر ! 

بوسه جایش می دهی ، با رنگ و بوی اطلسی ؟؟ 

 

74*

آشوب جهان و جنگ دنیا به کنار 

بحران ندیدن تو را من چه کنم...؟! 

 

73*

سفارش داده احساسم، دوفنجان واژه ی لب سوز 

کنار کافه ی دنجی، که میبیند تو را هر روز..... 

 

72*

تشنه ام چای نداری بدهی لیوانی؟؟ 

لرزش سینی و چشمان تو دیدن دارد!! 

 

71*

بوی نارنج و خم آرنج و زلف پر شكنج 

حضرت حافظ هم اينجای غزل، لـبــــ می گزيد.. 

 

70*

لبهام شبیه بوس ماهی شده اند .

بنداز درون آب قلابت را . . . 

 

69*

چه بنشینی،چه برخیزی، چه روبندی،چه بگشایی، 

چه لبخندی،چه اخم آری بهر حالت گلم 

زیبای زیبایی 

 

68*

خـرابم میکند با اخـم و با لبخنــد میــسازد 

دلـم را بُـرده معمـاری که فکرش را نمیـکردم 

 

67*

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست  . . .

آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست  . . . 

 

66*

کاش میشد پابه پایت از جوانی بگذرم 

دست تو باشد عصای دست پیری محشر است